ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى

240

تاريخ اولجايتو ( فارسى )

گناهى صادر شود پنهان و پوشيده دارم ، يا از آن درگذارم ، هرچند بر خواطر و ضماير شما و خلأ و ملأ يك‌به‌يك واقف و مطلعم ، اما در كوچ دادن هنوز از شما تقصير و تهاونى كه موجب گناه و بازخواست باشد نيافتم كه بدان مؤاخذت و معاينت فرمايم و در معرض گناه و بازخواست آورم . حق تعالى مملكت و الوس و لشكر و رعيت به من سپرده است بر سبيل وديعت تا نيكو نگاه دارم و از ظالم داد مظلوم بستانم ، و با خاص و عام طريق عدالت و نصفت و رزم ، و سويّت ميان بريّت رعايت نمايم و رنج بر خود نهم و منّت برگيرم . امرا اقا واينى بدين اشارت با بشارت خوش‌دل و فرحناك و شادمان گشتند و دل بر سر و خاطر بر جان نهادند ، و به همه وجوه مستظهر و مطمئن شدند ، و بدين توفيق شكر حق تعالى بگزاردند ، و دانستند كه به چاغ ديگر پادشاهان اين مقدور نبوده ، و اگر چند بزرگان ماضى بسيار بوده‌اند . معلوم راى تست كه بودند بىقياس * اندر زمان دولت غازان دادگر مردان با صلابت و ميران شير دل * گردان با مهابت و شاهان تاجور لطيفهء ديگر : ذيل كتاب جامع التواريخ كه تأليف اين ضعيف بود و به نام مباركش تمام كرده ، خواجه رشيد الدوله برو عرض كرد . در حق او چندان سيورغاميشى و عاطفت و اصطناع فرمود كه هرگز هيچ پادشاه [ را ] در حق هيچ وزير آن‌چنان موهبت و احسان و عطيت و اكرام و انعام معهود و معتاد نبوده ، و درجهء او عالى كرد و سرش به آسمان رسانيد ، و پنجاه تومان مال بر سبيل مواجب و ادرار در حق او انعام و احسان فرمود . در هر ناحيتى دوپاره ديه معظم و قريهء معمور معتبر كه مجموع آن را به مبلغ بيست تومان هر ساله به ضمان است ، و همچنين ديگر كرامات و انواع تشريفات و انعامات كه از عهد آدم عليه السلم تا اكنون هيچ پادشاهى به جايزهء لوح محفوظ نيافته باشد . و با آنك به مصنف شرط كرده بود دانگى از آن به مؤلف و جامع و مصنف آن كتاب نداد . بلى به واسطهء